برادر صادقم در مورد فرح آباد و شهر شدنش مطالب زیبایی را به نگارش در آورده است و از نامه ای که استانداری پس از تاخیر فراوان برای شهر شدن آن به وزارت کشور فرستاده خبر داده است.  انشاء الله خیر باشد و مسئولان کشوری نیز درایت خود را نشان داده و مسئولان استانی هم در پیگیری آن جدی باشند و از سنگ اندازی تعدادی از عناصر کوته بین جلوگیری به عمل بیاورند.  من به همین مناسبت از خدمات انجام نشده و یا دیر انجام شده سخن می گویم و از حقی که این مردم با ۱۵ شهید بر گردن نظام دارند و ادا نشده حرف می زنم، شاید تلنگری باشد بر مسئولان محترم تا قدری بیشتر بجنبند و خدمات خود را شیرین تحویل این مردم نجیب و خوب و فداکار بدهند.

فرح آباد حق بسیار زیادی بر گردن شهرستان ساری و استان مازندران دارد.  متاسفانه مسئولان در طول دوران پس از انقلاب از آن غافل ماندند و رسیدگی به آن را همیشه به بعد موکول کردند. 

به همین دلیل برخورداری مردم فرح آباد از خدمات بعد از انقلاب نسبت به سایر روستاها بسیار کم و در حداقل است.  آیا باورتان می آید جهادسازندگی با همه خدماتی که به روستاهای حتی 20 خانواری کرده است، برای مردم فرح آباد آثار خیلی بالایی تا این اواخر نداشته است؟ 

در این روستا نه از برق کشی، نه از لوله کشی آب، نه از ناحیه صنعتی، نه از ... از طرف جهاد سازندگی انجام نشده است.  برق کشی و لوله کشی آب آن مربوط به قبل از انقلاب بود و بعداً آب و فاضلاب شهرستان آن را ترمیم کرد. 

آسفالت معابر تحت طرح هادی توسط بنیاد مسکن به صورت بسیار ناقص و مسئله دار اجرا شد و هنوز هم نسبت به تکمیل آن مردم را منتظر گذاشته و کلی از انسان های زخمتکش را نسبت به صداقت کاری خودشان دچار تردید نمودند. 

خدمات مربوط به آب بندان هم که نفس مردم را به لب آورد و آنقدر توسط شیلات و شرکت مربوطه مشکل ایجاد شد که شیرینی تعمیق و مستحکم سازی دیواره نزدیک بود به تلخی تبدیل شود.  خدا می داند چقدر بابت آن پول گرفته شد و چقدر از آدم های وابسته به سازمان مدیریت سابق و مدیران و دست اندرکاران شیلات در این پروژه ها توسط شرکت های اقماری شخصی خودشان شریک بودند و محض سود خودشان کار می کردند. 

تسطیح اراضی هم که به بدترین شکل ممکن اجرا شد و هنوز هم تعدادی از مردم با مشکلات آبرسانی به اراضی پائین دست رو به رو هستند و از روی ناچاری اقدام به تعبیه استل های (استخر) جمع آوری آب می کنند تا با موتورپمپ از آن برای آبیاری شالیزار استفاده کنند.

خلاصه فقط مانده در زمینه مسائل تاریخی که سرمایه گذاری های دولتی آن از قبل از انقلاب شروع شد و در همان زمان اعتبارات خورده می شد و مقدار کمی از آن برای بازسازی بکار گرفته می شد.  در بعد از انقلاب سازمان گزدشگری علیرغم وقوف به اهمیت اماکن تاریخی آن ورود خوبی برای بازسازی و نوسازی آن پیدا نکرده و هنوز چهره واقعی آن بعد از 30 سال درست نشده است. 

سی سال است مردم را از نمازگزاردن در آن محروم کردند ولی فقط درب آن را بسته و مقداری آن را خاکبرداری و ترمیم جزئی نمودند و گنبد آن را از حالت شکیل قبلی تغییر داده و به میزان زیادی پخ نمودند ولی از زیبا سازی آن خبری نیست که نیست.  جز چند تا گود برداری گمانه زنی هم اصلاً کاری در کاخ بزرگ جهان نما انجام ندادند و پل شاه عباسی هم به دست طبیعت رها شده و هیچ اقدامی برای باز سازی آن انجام نشده است.  از حمام تاریخی و تپه عمارت هم دیگر نباید چیزی گفت.